تکل از پشت علی انصاریان، به پای برادران افغان

راگامگ: «علی انصاریان» را با چه تصویری به خاطر می‌آوریم؟ تعصب مثال زدنی اش در زمین بازی و آن هیبت مدافعی که در قالب پرسپولیس علی پروین جای می‌گرفت و به آن فوتبال می‌آمد؟! یا آن علی انصاریانی که رفت به تیم رقیب و تمام شمایلی که از وفاداری و تعصب ساخته بود را یک شبه ویران کرد؟ علی انصاریان آن اولی است و یا این دومی؟

به نظر نگارنده که او به دومی شبیه‌تر است، از این حیث که او مهارت زیادی در ویران کردن خودش دارد. او پیش تر و در تیرماه با حضور در یک برنامه اینترنتی به عنوان مجری نامش را بر سر زبان ها انداخت، همان جایی که با اسم بردن از شماعی زاده، خواننده پاپ آن ور آبی به نوعی برای خودش شهرت (دراجرا) خرید. به هر حال نزدیک شدن به مضامینی که مثلا خط قرمز تصورش می کنیم و نام بردن از یکی مثل شماعی زاده خیلی به سرعت برنامه را بلند می کند و همین هم شد.

آن برنامه با یک اقدام سردستی معروف شد و بعد شایعه ممنوع التصویری انصاریان آمد که البته از همان ابتدا می شد حدس زد که این هم بازار گرمی بود، خاصه حالا انصاریان همان نقشه را در مدیومی ملی و در صدا و سیما و با استفاده از شکاف (چند سال گذشته) میان ایرانی و افغان اجرایی کرده.

شکاف که می گویم، منظور این اختلافات همنشینی اجباری چند ساله گذشته است، افغان هایی که به ایران آمدند و تعارضات فرهنگی منجر به حکایت های بعضا غم انگیزی شده و خب خیلی از مردم میزبان (ایرانی ها) گمان می کنند با آمدن افغان ها بازار کار و چیزهایی از آن را از دست داده اند، منظور این که موضوع پیش زمینه های زیادی دارد و مثل آن موضوع شماعی زاده تک بعدی نیست و حرف یک ممنوعیت چند ساله ی فرهنگی نیست.

البته که میان ما و افغان ها یک زبان مشترک وجود دارد و در دنیا چیزی بالاتر از زبان مشترک برای همنشینی کارکرد ندارد، اما کسانی مثل انصاریان که ذهنیتی کوتاه مدت و چند ساله دارند، یعنی برای قضاوت درباره یک موضوع فقط یک برهه را دست چین می کنند و نتیجه گیری هاشان تعیمم داده شده است، الزاما درصد خطای بالایی دارند، یعنی مساله ایرانی و افغان را در همین سه دهه گذشته قضاوت می کنند و نمی دانند میان ما سمرقند و بخارا چه اُنس و الفت هایی هست.

این توضیحات را دادم تا به این جا برسیم که انصاریان هنوز گمان می کند در یک برنامه اینترنتی با مخاطب محدود اجرا می کند و البته فکر می کند هر نوع نزدیکی به افکار مردم، خواه شماعی زاده و یا خواه اختلاف ایران و افغان، نوعی از صمیمت و نزدیکی را می رساند، او قدرت تمیز حساسیت ها و اصلا کوچکی و بزرگی سوژه ها را ندارد، این که گزارشگر افغان از صدا و سیمای ایران و سانسور انتقاد کرده اصلا از همان وهله ی اول خیلی مساله ی بزرگی نبود و شک نکنید در همان دست به دست شدن این ویدئوی دیروز نوعی نژاد پرستی موج می زد.

نگاه این گونه بود که ببینید افغان ها هم ما را مسخره می کنند، این «هم» در خودش تحقیرداشت، اگر مثلا تلویزیون ژاپن چنین چیزی را پخش می کرد باز هم مساله انقدر دیده میشد؟ والا که نه، پس ما همه با درصد های متفاوتی از نژاد پرستی و با این نگاه که (کار به کجا رسیده که کشوری عقب افتاده مثل افغانستان هم ما را نقد می کند؟) این ویدئو را باز نشر کردیم، انصاریان مثل مردم کوچه و خیابان همان حس را جلوی دوربین آورد، چون او هم مثل خیلی از مردم عادی قدرت تمیز ندارد، البته که با کمی سُس پاچه خواری پشت رسانه ای می ایستد که از آن نون در می آورد و خلاصه این که این گونه می شود که شد، در ضمن این نوشته هیچ موضعی نسبت به اختلافات ایران و افغان ندارد، چون ما و افغان زمین و تاجیک اقلیم، همه یک زبانیم.

ویدیو واکنش علی انصاریان به اظهارات گزارشگر افغانی را در زیر مشاهده می کنید:

در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

ازافغانانصاریانبرادرانبهپایپشتتکلعلی
دیدگاه ها (0)
دیدگاه شما