بحران رشد شهری ناپایدار در شهرستان ری؛ از کهریزک تا حاشیههای فراموششده
به عنوان یک خبرنگار محلی که سالها در کوچهپسکوچههای شهرستان ری قدم زدهام و با درددلهای مردم از باقرشهر ،کهریزک تا فشافویه و حسنآباد آشنا هستم، نمیتوانم بیتفاوت از کنار این بحران بگذرم.
مقالهای که اخیراً در پایگاه خبری و تحلیلی انعکاس ری درباره ساختوساز بیرویه در کهریزک منتشر کردم، تنها نوک کوه یخی است که در سایه بی توجهی کل شهرستان ری را تهدید میکند.
این منطقه، که زمانی به عنوان “قبله تهران” شناخته میشد و تاریخش به هزاران سال پیش بازمیگردد، حالا زیر بار مهاجرتهای بیوقفه و توسعه بدون برنامه، در حال فروپاشی است.
از دیدگاه علمی، این پدیده نه تنها یک مسئله محلی، بلکه نمونهای کلاسیک از نابرابریهای مکانی و شکست سیاستهای شهری در کشورهای در حال توسعه است.
بر اساس گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس ، مهاجرت از روستاها به شهرها سالانه بیش از ۲۰۰ هزار نفر را به سمت تهران و حاشیههای آن میکشاند، که بخش عمدهای از آن با توجه به رفتار و تصمیم های غلط به شهرستان ری سرازیر میشود. این یادداشت، بر پایه مشاهدات میدانی، آمار رسمی و تحلیلهای کارشناسی، به بررسی ابعاد این بحران میپردازد و نقدی بر بیعملی مسئولان وارد میکند.
هیچ برنامه ای نیست !
ابتدا باید به ریشه مشکل بپردازیم: چرا دولت و مسئولان هیچ برنامه جامعی برای جلوگیری از بزرگ شدن شهرها در مناطق کمبرخوردار مانند جنوب تهران ندارند؟ شهرستان ری، با مساحتی بیش از ۲۲۹۳ کیلومتر مربع و جمعیتی که طبق سرشماریهای اخیر به بیش از یک میلیون نفر رسیده، یکی از محرومترین مناطق استان تهران است. با این حال، سیاستهای دولتی در کنترل رشد شهری، اغلب کوتاهمدت و متأثر از تغییرات سیاسی هستند. هر دولتی که عوض میشود، برنامههای قبلی را کنار میگذارد و اولویتها تغییر میکند. برای مثال، در دهههای گذشته، طرحهایی مانند “طرح هادی روستایی” برای جلوگیری از مهاجرت و حفظ بافت روستاها تدوین شد، اما گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که تأخیر در اجرای این طرحها منجر به افزایش مهاجرت و ساختوسازهای غیرمجاز شده است.
این بیثباتی، ریشه در نبود یک چارچوب قانونی پایدار دارد؛ جایی که سیاستها، به جای تمرکز بر توسعه متوازن، به سمت سودجویی کوتاهمدت سوق داده میشود. کارشناسان شهرسازی ، هشدار میدهند که بدون یک سیاست ملی برای کنترل رشد در مناطق کمبرخوردار، این شهرها به “حاشیهنشینهای پرجمعیت” تبدیل میشوند، جایی که زیرساختها تاب تحمل بار اضافی را ندارند.
نقد من به عنوان خبرنگار محلی این است: چرا مسئولان، از رده های وزارتی تا استانداران ،فرمانداران و شهرداران به جای سرمایهگذاری در روستاهای سراسر کشور و بهویژه روستاهای شهرستان ری، اجازه میدهند این مناطق به دلیل کمبود امکانات خالی از سکنه شوند و جمعیت به شهرهای بدون ظرفیت مانند قیامدشت ،باقرشهر ، کهریزک، فشافویه و سایر نقاط ری سرازیر شود؟ این مهاجرت گسترده، نه تنها از روستاهای ری به دلیل فقدان زیرساختهایی مانند آب، برق و فرصتهای شغلی، بلکه از استانهای مختلف کشور به امید کار و زندگی بهتر در نزدیکی پایتخت، رخ میدهد. این بیبرنامگی، توسعه پایدار را مختل کرده و هزینههای اجتماعی و اقتصادی سنگینی به بار میآورد که با هر تغییر دولت، تشدید میشود.
یکی از عوامل اصلی این بحران، مهاجرت از روستاها و شهرستانهای اطراف به تهران برای کار و زندگی بهتر است. آمارها نشان میدهد که سالانه حدود ۲۲۳ هزار نفر به تهران و حاشیههای آن مهاجرت میکنند، اما تنها ۲۰ درصد در خود تهران ساکن میشوند و بقیه به مناطقی مانند ری، اسلامشهر یا ورامین پناه میبرند. این مهاجرت، اغلب ناشی از کمآبی، نبود فرصتهای شغلی در روستاها و جذابیتهای اقتصادی پایتخت است.
برای نمونه، گزارش ایرنا از موج مهاجرت تهرانیها به روستاهای اطراف ری مانند حسنآباد فشافویه خبر میدهد، جایی که زمینهای ارزان و نزدیکی به تهران، مردم را جذب میکند، اما زیرساختها آماده نیست. نتیجه؟ ما در حال مهیا کردن زیرساختهای مشکلدار برای این مهاجران هستیم که در نهایت گریبانگیر خودمان میشود. از دیدگاه علمی، این پدیده به عنوان “شهرنشینی معکوس” شناخته میشود، جایی که تراکم جمعیتی بالا در شهرها منجر به مهاجرت به حاشیهها میشود، اما بدون برنامهریزی، مشکلات زیستمحیطی و اجتماعی را تشدید میکند. در شهرستان ری، این مهاجرت باعث شده روستاهایی مانند زمانآباد به دلیل ساختوسازهای غیرمجاز و سودجویی مالکان، بافت کشاورزیشان را از دست بدهند و به خوابگاههای شهری تبدیل شوند. این چرخه معیوب، نه تنها تولید کشاورزی را کاهش میدهد، بلکه امنیت غذایی کل منطقه را تهدید میکند، همانطور که گزارشهای اخیر نشان میدهد ۳۱ هزار روستا در ایران خالی از سکنه شدهاند.
حالا به سطح فرهنگی بپردازیم. مهاجرت گسترده، مردمی با فرهنگهای مختلف را به شهرستان ری میآورد – از روستاییان ایرانی تا اتباع خارجی مانند افغانستانیها – که این تنوع میتواند غنیکننده باشد، اما بدون مدیریت، به چالشهای اجتماعی منجر میشود.
شاید شما هم شنیده باشید که یک قوم خاص برای یک منطقه یا یک شهر از استان های کشور که در شهرهای ما ساکن هستند بیشترین سهم از قاچاق مواد مخدر و فروش آن را دارند که این نمونه ای بارز از تهدید هویت کهن ری است .
تحلیل علمی نشان میدهد که این مهاجرتها بافت جمعیتی را تغییر میدهد؛ برای مثال، گزارش قبلی انعکاس ری از تهدید هویت کهن ری به دلیل مهاجرت بومیان و ورود جمعیت جدید خبر میدهد. از دیدگاه جامعهشناسی، این ترکیب فرهنگی میتواند به “نابرابریهای اجتماعی” منجر شود، جایی که تفاوتهای فرهنگی باعث تنشهای روزمره، مانند اختلافات بر سر منابع محدود یا سبک زندگی متفاوت میشود.
حضور اتباع در سراسر شهرستان ری بلاخص شهرهای کهریزک و فشافویه و روستاهای ری مشکلات بی شماری را برای این شهرها به وجود آورده از کمبود سرانه های آموزشی و بهداشتی تا مشکلات امنیتی و انتظامی، که در این ایام شاهد برخورد جدی مسئولان با این معضل بودیم اما این تهدید همچنان برقرار است اما در کل شهرستان ری، این مسئله به کاهش همبستگی اجتماعی منجر شده است. مشاهدات میدانی از شهرها و روستاهای شهرستان ری و اخبار و آماری که از منابع محلی دریافت می شود وضعیت بسیار وخیمی را در حوزه های فرهنگی نشان می دهد که با اصول و ارزشهای انسانی و دینی ما فرسنگ ها فاصله دارد .
مشکلات امنیتی نیز یکی از پیامدهای مستقیم این رشد بیرویه است. افزایش جمعیت بدون نظارت، بستر جرائم خرد را فراهم میکند. گزارشهای فرماندهی انتظامی ری نشان میدهد که با وجود کاهش ۸۰ درصدی سرقتهای خشن در سالهای اخیر، همچنان مناطق تازهساز مانند کهریزک از مزاحمتهای خیابانی و ضعف نظارت شبانه رنج میبرند. از دیدگاه علمی، مهاجرت و حاشیهنشینی با افزایش احساس ناامنی همراه است، همانطور که مطالعات نشان میدهد حاشیهنشینان به دلیل فقر، بیشتر به فعالیتهای غیرقانونی کشیده میشوند.
در ری، ساختوسازهای غیرمجاز در حریم رودخانهها و روستاها، کنترل انتظامی را سختتر کرده و آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد را افزایش داده است.
علاوه بر این، نبود سرانههای بهداشتی، برق، آب، گاز و حملونقل مناسب، زندگی را برای ساکنان جهنم کرده است. در کهریزک، قطعیهای مکرر برق و فشار کم آب، بهداشت عمومی را تهدید میکند، اما این مشکل در کل شهرستان ری فراگیر است. جایی که مدارس فرسوده و نبود حملونقل عمومی، دسترسی را سخت میکند. از نظر علمی، این کمبودها به “فشار بر سیستمهای شهری” منجر میشود، جایی که رشد جمعیت بدون توسعه زیرساختها، بحرانهایی مانند آلودگی هوا و مشکلات زیستمحیطی ایجاد میکند. گازرسانی ناقص در برخی روستاها و خطوط حملونقل ضعیف، مهاجران را در چرخه فقر نگه میدارد.
در نهایت، شهرداریها با “شهرفروشی”، ساختوساز را رونق میدهند و اقتصاد را موقتاً راه میاندازند، اما این مردم هستند که ضرر میکنند. فروش زمینهای ارزان برای پروژههای انبوهسازی، جیب عدهای را پر میکند و مشکلات بودجهای مسئولان را حل میکند، اما در بلندمدت، مردم تاوان میدهند. گزارش ها از ساختوسازهای غیرمجاز در ری نشان میدهد که این سیاستها، قوانین ناکارآمد را تقویت کرده و ارزش افزوده کوتاهمدت را به قیمت نابودی محیطزیست ترجیح میدهند. این رویکرد، خلاف اصول توسعه پایدار است و منجر به بحرانهایی میشود که جبرانشان ناممکن است.
در پایان، به عنوان خبرنگار محلی، هشدار میدهم: اگر مسئولان برنامهای جامع برای جلوگیری از گسترش شهرها ،کنترل مهاجرت، تقویت زیرساختها و حفاظت فرهنگی تدوین نکنند، شهرستان ری به یک بحران عمیقتر فرو خواهد رفت. نیاز به سرمایهگذاری در روستاها، نظارت بر ساختوساز و ادغام فرهنگی داریم. مردم ری شایسته زندگی بهتر هستند، نه تاوان بیتدبیریها.